كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
209
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
به دست يهوديها و مسيحيها نوشته شدهاند و ايرانيها فكر مىكنند ، كه اين طلسمها و دعاها خوشبختى مىآورند . به اين ترتيب شايد كريم خان اميدوار است ، كه دعاى اسقف ارمنى پسر او را خوشبخت بكند . اما در مجموع كريم خان آدمى خرافاتى به نظر نمىرسد . ايرانيها بدون استخاره به هيچ كارى دست نمىزنند و از اينروى لازم است ، كه در سپاه كريم خان همواره منجمينى وجود داشته باشند ؛ اما كريم خان قبلا به آنها مىگويد ، كه او جنگ مىكند يا نه ، تا منجمين جوابى را كه بايد بدهند بدانند . كريم خان به گرجىهايى كه در سپاهش خدمت مىكنند اعتماد زيادى دارد . او بدون اينكه از آنها بخواهد كه مسلمان بشوند ، خيلى به آنها مىرسد و چون بعضى فكر مىكنند ، كه در صورت پنهان كردن مذهبشان پيش كريم خان عزيز مىشوند و مذهبشان را پنهان مىكنند ، كريم خان كوچكترين اعتمادى به آنها ندارد و مىگويد ، كسى كه دينش را پنهان مىكند ، هرگز نمى - تواند براى او آدم مطمئنى باشد . كريم خان مردى است تنومند و بلنداندام و نيروى بدنى شگفتانگيزى دارد . او علاقهء زيادى به نوشيدن دارد و در حين مستى كارهاى بىرحمانهاى از او سر مىزند . او وقتى به شيخ على خان زند ، حاكم استرآباد [ ! ] ، كه يكى از خويشان نزديك و يكى از بهترين يارانش بود ، مظنون شد ، او را نزد خود احضار كرد و چون شيخ على خان خبر از بدگويىهايى كه عليه او شده بود نداشت ، بىآنكه فكر بدى به خود راه بدهد ، پيش كريم خان رفت . كريم خان كه در محفل بزرگى مست بود ، به درباريان خود دستور داد ، تا چشمهاى شيخ على خان را كور بكنند . چون هيچكس حاضر به كور كردن افسرى چنين عالى مقام و دوستى چنين باوفا نشد ، كريم خان شخصا يكى از چشمهاى شيخ - على خان را كور كرد و بعد يكى از حاضران محفل را واداشت ، تا چشم ديگر او را كور بكند ؛ اما پس از اينكه از خواب مستى بيدار شد ، از اينكه بدون كوچكترين تحقيقى در مورد سوءظن خود ، با دوست باوفايش رفتارى چنين